ساعت کاری : 9 الی 17
  • ​​​2461 - 726 - 0921

ویکی تحلیلگر

با ما در ارتباط باشید

قابلیت منفی در تصمیم‌گیری ; هنر مدیریت ابهام در شرایط عدم قطعیت

 

مقدمه

 

بخش بزرگی از تصمیم‌های مهم مدیریتی و حرفه‌ای در شرایطی گرفته می‌شوند که نه اطلاعات کامل است، نه آینده قابل پیش‌بینی، و نه پیامدها به‌طور دقیق قابل محاسبه هستند. تغییرات بازار، رفتار غیرقابل پیش‌بینی مشتریان، تحولات سیاسی و اقتصادی، و پیچیدگی سیستم‌های سازمانی باعث می‌شوند تصمیم‌گیرنده اغلب با عدم قطعیت و ابهام مواجه باشد.

 

با این حال، ذهن انسان به‌طور طبیعی از ابهام گریزان است. ما تمایل داریم هر چه سریع‌تر به یک جمع‌بندی برسیم، حتی اگر آن جمع‌بندی بر پایه‌ی داده‌های ناقص یا تحلیل‌های ساده‌سازی‌شده باشد. همین تمایل، یکی از ریشه‌های اصلی تصمیم‌های ضعیف و پرهزینه در سازمان‌هاست.

 

در این نقطه، مفهومی به نام قابلیت منفی (Negative Capability) اهمیت پیدا می‌کند.

 

 

قابلیت منفی چیست؟

 

اصطلاح "قابلیت منفی" نخستین بار توسط جان کیتس (John Keats) مطرح شد و بعدها در روان‌شناسی، رهبری و مطالعات تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار گرفت. در زمینه‌ی تصمیم‌گیری، قابلیت منفی به این معناست:

 تواناییِ ماندن در وضعیت ابهام، ندانستن و تعلیق قضاوت، بدون پناه بردن شتاب‌زده به پاسخ‌های ساده، قطعی و ظاهراً آرام‌بخش.

 

به بیان ساده‌تر، قابلیت منفی یعنی تصمیم‌گیرنده بتواند فشار روانیِ بلاتکلیفی را تحمل کند و به‌جای ساختن یک قطعیتِ مصنوعی، اجازه بدهد مسئله به‌اندازه‌ی کافی روشن شود.

این مفهوم «منفی» نامیده شده، نه به این دلیل که ویژگی بدی است، بلکه چون برخلاف عادت رایج ذهن عمل می‌کند:

به‌جای عجله برای نتیجه‌گیری، بر صبر تحلیلی و تعلیق آگاهانه‌ی قضاوت تأکید دارد.

 

 

تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت چه ویژگی‌هایی دارد؟

 

در بسیاری از مسائل مدیریتی و سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیرنده با وضعیت‌هایی از این جنس روبه‌روست:

 

  • داده‌ها ناقص، قدیمی یا متناقض‌اند.
  • روابط علت و معلولی شفاف نیستند.
  • چند سناریوی محتمل به‌طور هم‌زمان وجود دارد.
  • پیامدهای تصمیم، بلندمدت و بعضاً غیرقابل بازگشت‌اند.
  • فشار زمان، فشار سازمان و فشار پاسخ‌گویی وجود دارد.
  • هزینه‌ی اشتباه بالاست، اما هزینه‌ی تعلل هم کم نیست.

 

در چنین فضایی، تصمیم‌گیری بیشتر شبیه قضاوت در مه است تا انتخاب بین گزینه‌های شفاف و عددی.

 

 

 

 

 

واکنش رایج ذهن در برابر ابهام

 

ذهن انسان به‌طور طبیعی تمایل دارد:

 

  • هر چه زودتر به یک توضیح «قابل قبول» برسد.
  • پیچیدگی را به یک روایت ساده تقلیل دهد.
  • شواهد ناسازگار را نادیده بگیرد یا کم‌اهمیت جلوه دهد.
  • تصمیم بگیرد، فقط برای اینکه از فشار بلاتکلیفی خلاص شود.

 

این همان جایی است که خطاهای شناختی نظیر"چنگ زدن به اولین فرضیه"، "سوگیری تأییدی" و "قطعیت کاذب" فعال می‌شوند. پیامد این خطاهای شناختی، تصمیم‌هایی است که شاید سریع و قابل دفاع به نظر برسند، اما در واقع بر پایه‌ی فهم ناقص از مساله شکل گرفته‌اند.

 

 

قابلیت منفی چه رفتاری را پیشنهاد می‌کند؟

 

قابلیت منفی به تصمیم‌گیرنده می‌آموزد که در شرایط ابهام:

 

1. واقعیت ندانستن را بپذیرد

به‌جای وانمود کردن به قطعیت، صریحاً بپذیرد که تصویر هنوز کامل نیست.

 

2. قضاوت را به‌طور آگاهانه معلق نگه دارد

نه از سر تعلل، بلکه برای جلوگیری از بسته شدن زودهنگام مسئله.

 

3. چند فرضیه و سناریو را هم‌زمان حفظ کند

به‌جای قفل شدن روی یک روایت غالب، فضای ذهنی برای بدیل‌ها نگه دارد.

 

4. در برابر وسوسه‌ی قطعیت سریع مقاومت کند

چون بسیاری از قطعیت‌های زودهنگام، بیشتر مسکن اضطراب‌اند تا نتیجه‌ی تحلیل.

 

5. به‌دنبال نشانه‌ها و اطلاعات معنادارتر بگردد

به‌جای جمع کردن شتاب‌زده‌ی پرونده، کیفیت فهم مسئله را بالا ببرد.

 

 

تفاوت قابلیت منفی با «فلج تحلیلی»

 

یک سوءتفاهم رایج این است که قابلیت منفی با دودلی یا تعلل یکی دانسته شود. در حالی که این دو تفاوت اساسی دارند:

 

  • قابلیت منفی = تعلیق قضاوت به‌صورت فعال، هدفمند و موقت برای افزایش کیفیت تصمیم

 

  • فلج تحلیلی = فرار از تصمیم‌گیری با بهانه‌ی تحلیل بیشتر، بدون حرکت رو به جلو

 

در رویکرد حرفه‌ای، تصمیم‌گیرنده برای خود حد زمانی یا معیار تصمیم تعریف می‌کند:

"تا این نقطه صبر می‌کنم، این داده‌ها را جمع می‌کنم، بعد با بهترین فهم موجود تصمیم می‌گیرم."

 

 

چرا این مهارت برای مدیران کارشناسان و دانشجویان مهم است؟

 

برای مدیران، بسیاری از تصمیم‌ها در محیط‌های پیچیده، پویا و سیاسی گرفته می‌شوند؛ جایی که ساده‌سازی افراطی می‌تواند به خطاهای استراتژیک منجر شود.

برای دانشجویان و پژوهشگران نیز، مواجهه با مسائل چندبعدی و داده‌های ناقص یک واقعیت دائمی است.

 

قابلیت منفی کمک می‌کند که:

 

  • تصمیم‌ها کمتر اسیر ساده‌سازی‌های خطرناک شوند
  • تحلیل‌ها عمق بیشتری پیدا کنند
  • گزینه‌های بدیل جدی‌تر دیده شوند
  • کیفیت قضاوت در مسائل پیچیده افزایش یابد

 

 

جمع‌بندی

 

در شرایط عدم قطعیت، تصمیم‌گیر با بصیرت کسی نیست که سریع‌تر به "جواب" برسد، بلکه کسی است که بتواند ابهام را تحمل کند، در نوسانات و هیجانات تاب آوری داشته باشد، در برابر قطعیت‌های تقلبی مقاومت کند، و اجازه دهد مسئله به‌قدر کافی روشن شود.

بسیاری از تصمیم‌های بد در سازمان‌ها نه به‌خاطر کمبود اطلاعات، بلکه به‌خاطر عجله برای فرار از بلاتکلیفی گرفته می‌شوند.

 

قابلیت منفی، دقیقاً مهارتی است برای ایستادن در همین نقطه‌ی دشوار، و انتخاب آگاهانه به‌جای واکنش شتاب‌زده است.

 

 

نوشته های اخیر

دسته بندی ها